این چنذروز انقدررر کار کردم که نابود شدم.. بلایی سرم اومد این چندرور که از به دنیا اومدنم پشیمون شدم... حالم خیلی بده درد جسم و روح .. داغوتم داغون.. همش خسته ام در حسرت یه خواب کامل و بی دغدغه ام
هررور اندازه یه کوووه ظرف کثیف میشد . غذا پختن و پذیرایی کردن که بماتد.. و هزارتا کار ریز و درشت دیگه
دختراش یکمی کمک کردن اما انقدر کار زیاد بود که بی فایده بود.. حالا حساب کنتید که با کلی درد وحشتناک هم داشتم میجنگیدم
دلم واسه شوهرم تنگ شده دبکه دارم به جنون میرسم صبرم دیکه تموم شده.. به نظرم بعد از اینهمه کار و سختی حقم باشه که برم یه روز دنبال دل خودم برم دنبال هدف خودم . برم دنبال دلخوشبه خودم .. اون تنها دلخوشیه من تو این دنباست باید دلخوشیمو ببینم تا بتونم سرپا بمونم .
راستی این روزا یه پیام برام اومد ولی خیلی سرم شلوغ بوذ اصلا فرصت فکرکردن هم نداشتم . از یه شماره ناشناس پیام اومده واسم و کلی دری وری گفته و توهین کرده . گفته همیشه ارزوی مرگ داشتم برات اما خدا بدتر از مرگ سرت اورذ . گفته دلم خنک شد که ( اسم کوچیک شوهرمو نوشته بود ) طلاقت داد و بیزونت کرد و الانم محلت نمیزاره . گفته لیاقتت همین شرایط بوذ که الان توش هستی . نوشته خبلی خوشحاله و اصلا فکرشو نمیکرده که شوهرم باهام اینکارو کنه میگه همیشه میگفتم فلانی هیچوقت که تورو طلاقت نمیذه پس دعا میکردم همش تا بمیری .
بعد حالا که دیده طلاق انفاق افتاده و حتما این مدت هم صبرکرذه چون فکرمیکردع شاید دوباره برگردیم ، ولی حالا دیکه مطمین شده که شوهرم برنمیگرده با خوشجالی این پیام و واسم فرستاده !!
خیلی فکرم مشغوله که این کیه ؟! و شماره منو از کجا اورده چون این شمارمو چندنفر بیشتر ندارن.. خواهرشوهرم داره و حاج خانم و خانوادم و زهرا .دوتا از دوستان خواهرشوهزمم دارن که خب کلا غریبه ان. این هرکی هست اشناست که راحت تونسته از طریق همین ادمایی که گفتم شمارمو پیدا کته!
خب اولین تفری که شک کردم ، هزااااااار درصد اون زنیکه مفت خوره!!! ولی با شخصیت فوق العاده موذی و سیاست باز و مکاری مثل اون خیلی خبلی بعیده ! اون جتی یکبار باهام رودررو نشده که چیزی بگه بااینکه موقعیتش چندبار پیش اومده . اما انقدر موذیه که اصلا تاحالا ایتکارو تکرده و بجز یکبار حتی حرفی هم پشت سرم نزده که به گوشم برسه . حتی اسم منو نمیاره ، که البته با همین مکر و حیله ها به هدفش میرسه و من چون این سیاست بازی ها رو بلد نبستم همیشه بازنده ام تو زندکی..
از اون بعیده یکهو همچین جرکتی ! چون من در اولین فرصت این پیام و شماره رو به شوهرم نشون میدم و اون به راحتی میتونه بفهمه که کار اونه یانه . با خلقیاتی که از شوهرم میشناسم محاااااله که اون زنیکه سیمکارت پنهانی داشته باشه همونطور که من نداشتم. کلا شوهرم یجوری تو تنگنا میزاره زنشو که محااااله چنین چیزی از زیردستش در بره.. مثلا خوده منو ، هرچیزی که داشتم تو خونه حتی کوچیک ترین چیزا تو پنهان ترین نقطه خونه ، شوهرم ازش خبر داشت.. سیمکارت با کارت ملی من واسه خودش میگرفت که اگر روزی با کارت ملی من شماره جدیدی ثبت شد واسش پیامک بره.. یا سیمکارت به اسم خودش میگرفت واسه من و هرچندوقت تقریبا هریکسال شماره منو عوض میکرد یعمی یه سیمکارت جدید و صفر واسم میگرفت و اون قبلی که مدتی دستم بود و استفاذه میکردم و میگرفت واسه خودش.
اینطوری اگه خانوادم باهام تماسی چیزی داشتن و مچم و میگرفت، دیگه نمیتونستم بهونه بیارم که خب شماره ی منو از قدیم داشتن و زنگ زدن دیگه! اینجوری میفهمید که من همچنان باهاشون در ارتباطم و خودم باهاشون تماس گرفتم و شماره جدیذم و دادم بهشون .
اما اگه مثلا یه سیمکارت و ده سال استفاده میکردم هرچقدر هم با خانوادم ارتباط میداشتم و لو میرفت ، میتونستم بهونه بیارم و بگم این یکبارو فقط خودشون باهام تماس گرفتن و من نقشی نداشتم و ..شمارمو هم خب از قدیم داشتن دیگه!
و از همه مهمتر اینکه با هیچکسی نمیذاشت ارتباط داشته باشم که مبادا از کسی کمک بگیرم در این موارد. مثلا سیمکارت اون شخص و بگیرم استفاده کنم یا از اون بخوام برام سیمکارت مخفی تهیه کنه و ..
خلاصه ایتکه با اخلاق هایی که از شوهرم میشناسم احتمال اینکه این پیام از اون زنک اشغال باشه خیلی کمه . ولی بعید هم نیست چرا چون اون اندازه من محذود نیست.. بیرون میره با خانواذش ارتباط داره و کلا کسی که میره بیرون دستش بازتره دیگه!!
اما اگه کار خود زنیکه باشه خیلی اشتباه کرد چون از احظه ای که این پیام و دیدم و حدس میزنم که حرفای اونه دلم خنک شده از اینکه اونم از من حرص میخوره . اینکه گفته ارزوی مرگ منو داشته مشخص میشه که خیلی ازم میسوخته! و این واقعا دلمو شاد کرد
از اینکه هیچوفت از اون هیچ حرف و واکنشی نسبت به خودم نمیدیدم خیلی ناراحت میشذم.. اما اگه این پیام از اون باشه واقعا لذت بردم...