دندون دردم به اوج رسیده.. اصلا دیکه نمیغهمم دارم چیکار میکتم چی میگم ! چون دائم یه درد پس زمینه همراه منه و داره نابودم میکنه!!!!! مرتب ذهنم درگیره این درده.. انقدر که وجشتناکه

باهام حرف میزنه نگاش میکنم و مثلا دارم گوش میکتم اما کلمه ای از خرفاشو نمیفهمم . چون دارم دردددد میکشم فقط..

دارم میمیرم.. دارم میمیرم ...

برای تایپ کردن هنین چندخط پدرم دراومد بس که هی غلط نوشتم هی برگشتم پاک کرذم ... اشکام همینطور داره میاد

حال بد

حالم خیلی بذه.. دیگه هیچ امید و ارزویی تو وجودم نموتده. دیگه هیچی.. فقط همینطور دارم میکذرونم.. مثل یه دستگاه که باید فقط وظیفشو اتجام بده. هیچ امیدی به اینده ندارم هیچی.

شوهرمو هتوزم نتونستم ببینم. دیگه حس زنده بودن ندارم . حتی حس میکنم تفس نمیتونم بکشم . حس میکتم هیچ هوایی بهم نمیرسه

یه حال و روز عجببی دارم که روز به روز بیشتر میشه...

خدا لعنت کنه باعث و بانیشو.. خدا ازش نگذره . الهی بچه هاش جلو چشاش بمیرن و جون بدن تا ببینه و بفهمه که با یه انسان جیکار کرد. از حق زندگی محرومم کرذ.. منو زندکیمو به اخرخط رسوند.. نابودم کرد واسه همیشه. تنهام کرذ واسه تاابد.

هرچی سر من اورد الهی صدبرابرش برگرده به خودشو کسوکار حرومزادش

الهی یجوری تاوان بده تا تک تک دردهایی که این چندساله به من تحمیل کرد جبران بشه. تا تاوان نده تا مجازات تشه من بیخیاال نمیشم

….

حالم خیلی بده اصلا خوابم نمیبره!! دارم دیوونه میشم.. فردا هزارتا کار دارم اما نمیتونم بخوابم. از شدت خستگی اینطور شدم

انقدر این روزا کار میکنم که هیچ توانی برام نمونده اصلا جونی برام نمونده.. همش درد دارم همه جور دردی دیگه دارم نمیدوتم واسه کدومش ناله کنم. داغونه داغون شذم.. هیچی ازم نمونده.. انقدر گریه کردم کع نفسم بند اومده به سختی حتی دارم نفس مبکشم

………..

انقدر عصبی ام که دلم میخواذ فقط داد بزنم .. حالم بده اعصابم خورده.. ناامیدم و درمونده .. داغونم داغون.. خدا لعنتت کنه مرتیکه ناموس دزده هرزه کثافت!! خدا لعنتت کنه که بخاطر حساذت بهترین شوهر و زندکیو ازم گذفتی کثافته اشغاله گوهه لجن !!! زن جنده ی هرزه ی حروم زاده!! سگ پدره بیشرفه زنازاده ! سگ تو روحت سگ‌ رید به هیکل نحست پیر سگه الاغه کثافت !! سگ رید تو کفن مادرت سگ رید به هیکل نجسش زنیکه خرابه فاحشه ! معلوم نیست تورو از کدوم خری حامله شد زنیکه هرزه جنده !!!

کثافته اشغال . گوووهه بیشرفه سگ پذره کثافت. زن جنده ی بی غیرته بی بته . خاک تو سرت که بچه هات از مردای کوچه خیابونن . خاک تو سر بی غیرتت که زنت و همه مردای شهر کردن ! خاااک تو سرت بی غیرته بی ناموس . خواجه ی بدبخته بی عرضه . خاک بر سر مردی که اینجا همه به اسم نسترن جنده میشناسنت . اخه یه مرد انقدرررررر بدبخت انقدر داغون امقدر خاک برسر؟!؟! ریدم به هیکل نحست ریدم تو دهن گشادت ریدم به جد و ابادت . ناموس دزده حرومزاده ! گداگشنه ی بدبخته فقیر بیچاره ! کونت از شوهر پولدار و همه چی تموم من میسوخت دیدی به اون که هیچ ضربه ای نمیتونی بزنی اصلا عرررضه اینکارو تداری! زورت به اون نرسید عقده هات و سر من خالی کردی . دیذی اونو که هیچ کاریش نمیتونی بگنی از حرص و عقده ی بیش از حد به من ضربه زدی .

کوووونت سوخت وقتی دیدی زنه خودت هرزه و جنده و پیر و چروکیده و داغونه ، حرصت و سر من خالی کرذی . من تاوان کمبودهای بیشمار زنت و دادم بخاطر ایتکه اون داغون و بوگندو و زشت و چروکیده بود منو‌قربانی کردی . چون حتی نمیتونستی بهش نزدیک شی حالت بهم میخورد ازش حتی نمیتونستی یک لحظه کنارش بمونی چون به قول خودت زشت و پیر و چروکیده و داغونه . خااااااک عالم برسرت که سالها تو مجازی داری منت دخترا و میکشی تا فقط چندکلمه حرف بزنی باهاشون و بتونی به این شکل از زنت و بوی گندش فرار کنی و عقده ها و کمیودهات و جبران کنی ! انقدر هم مرد نیستی که تو واقعیت گوهی بخوری بس که پیر و زشت و داغون و بی پول و گداگشنه و چوس خوری اومدی تو مجازی که کسی زیخت کریحت و کمبوذهات و نبینه و دوکلمه باهات حرف بزنه و ادم حسابت کنه ! فکرکردی دیگران هم خرن و نمیفهمن ! خاک تو سرت بدبخته داغونه عقده لی ! هزاران کمبود هم خودت هم زنه داغون تر از خودت دارید و همین کمیودها عقده شد برات و افتادی به جون منو زندگیم و انتقام کمبودهای زنت و از من گرفتی چون حرررص میخوردی چون زورت اومد دیدی مردای دیگه چه زنهای برازنده ای دارن و تویی گه فقط زنت پیر و زشت و چروکیده و پشمالوئه و بوی گووووه میده ! هنوز حرفات راجب زنت و یادم نرفته که چه حرفای ضایعی راجبش زدی ! خاک تو سزت که مرد نیستی . تو لیاقتت بیشتر از این نیست تو تااخر عمر باید فقط تماشا کنی درحالی که سهم تو یه عن شده عوضه زن !

بی کسی

بدترین درد دنیا... بی کسی

ایتکه تو کل دنیا هیچکسی و نداشته باشی حیلی ترسناکه

من هنوزم نتونستم باهاش کناز بیام ‌ هضمش کتم!

بی کسی بد دردیه .. بی کسی خیلی هولناکه.. هیلی سخته..

وقتی بی کسی از همه چیع این دنیا هم محرومی.. چون داشته های این ذنیا ققط وقتی معنی میده که کسی یا کسانی و تو زندگی داشته باشی. اگه داراترین ادمم باشی اما بی کسوکار و تنها باشی، بازم محکوم به بدبختی عستی.. چون حتی اگه نخوای هم ، همه دارو تدارت از دستت میره

وقتی بی کسی ادما خیلی راحت بهت ضربه میزنن و همه چیزت و ازت میگیرن .. اما اگه این اتفاق هم نیفته بازم لذتی از داشته هات نمیتونی بیری. چون که بی کسی. مثلا تک و تنها تو یه خونه بزرگ و لوکس چیکار میشه کرد؟!؟! تک و تنها با یهترین ماشین جیکار میشه کرد؟؟ چه لذتی میشه ازش برد؟!؟! تک و تنها بهترین غذاها و چحوری باید خورد و لذت برد؟! تنهای تنها یه دنیا پولو چطور میشه خرج کرد و لذت برد؟!!؟

ارامش

چندنفر اومدن دیذن این خانمه من همه چیو اماذه کردم و گفتم من میرم تو اتاق خداروشکر نگفت نه و بمون و ... به این بهونه حالا دارم استراحت میکتم یه ذره. تو اتاق تاریک دراز گشیدم و چشامو بستم .. چه لذتی دلره خدا.. چه نعمتی و در اختیار داشتم و خبر نداشتم... همه لحظات زندگیه من اینطوری بود در ارامش و سکوت کامل تو خونه ی خودم با بهترین چیزا و پشتوانه مالی عالی و از همه مهمتر امنیتی که بخاطر وجوذ شوهرم داشتم

قدر ندونستم نفهمیدم چه نعمتی دارم . حواسم نبود که چنین شرایط بینظیری و دیکه هیچ کجا نمیتونم پیذا کنم فقط و ققط شوهرمه که عزضه تامین چنین امنیت و ارامشی و داره . هیچکسی این عرضه رو نداره . تا اخرعمرم دیگه اون ارامش و امنیت ، اون خیال راحت و پشتوانع قوی ، رو دیگه پیدا نمیکنم دیکه هیچ کجا اون ارامش و پیدا نمیکنم...

خدا نگذره از اون ادم حسود و رذلی که نذاشت اون ارامش برقرار باشه اومد و همه چیو گند زد بهش،، همه اون نعمتا رو به لجن کشید به گووووه کشید قشنگ!! خدا ازش نگذره امیدوارم هر چی سر من اورذ سر کسوکار داغونع خودش بیاد . الهی تاابد بچه هات رنگ ارامش نبینن و تو از بدبختیه اونها ارامش نداشته باشی و قلبت اتیش بگیره . همونطور که باعث‌ شدی پدرمادر من از اون دنیا وضعیت اسف باره بچشون و ببینن و دلشون خون شه!

حال بد

دندون دردم دوباره برگشته.. معدم هم شدیدا دچار مشکل شذه.. حالم اصلا خوب نیست .. همش بدنم کوفته اس بس که کار میکتم.. همه زندگیم شده کار و کار ‌ و کار .. اونم من که در تمام عمرم کار نکرده بودم . این زنیکه هم همش طلبکاره.. اصلا ازش خوشم نمیاد .. سواستفاده میکنه از شرابط بدم .. کلی ازم کار میکشه که هیچ.. فامیلاشم هرکاری دارن میگه بیارن برای منه بدبخت... طلبکارم عست که هیچ.. هیییییچ پولی هم اصلا ندارم اندازه یه هزینه رفت و ببرگشت به محل کار شوهرمم بهم نمیده . دیگه گفتم رایگان و بدون هیچ دستمزدی کارمیکمم،، اما نه ابنکه حتی هزارتومن بهم نده .

تازه فهمیذم که سال گذشته عروسش مرده و الان پسرش خارج با ددوتا بچه کم سن و سال زندگی میکنن. یعنی نوه هاش مادر بالا سرشون نیست.. فقط و فقط خدارو شکر میکتم که اینجا نبستن وگرنه اونار‌ هم میاورد مینداخت رو سر من میکفت تو نگهشون دار . فقط دعا میکتم که هیچوقت ابران برنگردن.. وگرنه من بیچاره ام

عکس عروسش و هروقت نگاه میکنه گریه میکنه . جوون بوده.. سرطان کشتتش.. از من فکر کنم هفت هشت سالی بزرگتر بوده..

محال

هنوز نتونستم برم شوهرمو ببیتم.. دیکه تحمل ندارم دارم دیووته میشم. هرکس تو دنیا باید یه دلخوشی داشته باشه. یه دلیل برای ادامه دادن به زندکی.. تنها دلیل زندگیه من ازم گرفته شذه.. تنها دلیل زنده بوذنم و دیکه نمی بینم.. من چقدذ بدبختم.. چقدرر بدبختم

بدبخت تر از من تنهاتر و بی کسوکارتر از منم مگه تو دنیا هست؟! سیاه بخت تر از من بیچاره تر و بی کس تر از من مگه تو دنیا هست؟! تک و تنها و غریب رها شدم تو این ذنیا به حال خودم. حتی یک نفر تو زندگیم نیست.. هیچکس و ندارم هیچکس... دنیام خالیه خالیه،. خودم و خودم. هیچگس جز خودم تو زندکیم نیست.. تک و تنها موندم غریب و بی کس .. بی هدف و بی چیز،، منتظر مرگ نشستم.

راست راستی من جز شوهرم هیچکسی و تو دنیا ندارم.. اگه اونم نباشه تنهاترین ادم دنیا.. تنهاترین غریب ترین بدبخت ترین سیاه بخت ترین... خدا لعنت کنه اون شیطان کثیف و که همه کسوکارمو ازم گرفت.. خدا لعنتش کنه خدا نیست و نابودش کنه. الهی به بدترین شکل تاوان بده الهی بچه های حروم زادش جلو چشاش بمیرن.. الهی گور تنگ و تاریک خونه ی بچه های لجنت باشه.. الهی مثل سگ جلو چشات جون بدن.. الهی مرگشون و ببینی و دیگه هیچوقت قلبت اروم نشه.. همونطور که همه کسم و ازم کرفتی و کاری کردی که هیچوقته هیچوقت قلب من رنگ ارامش و نبینه

از روری که شوهرم از زندگیم رفت دیگه رنگ ارامش و ندیدم.. دیکه اروم نشدم دیگه حالم خوب تشد.. دیگه قلبم اروم نشد هرگز هرگز!

محاله تااابد قلب من اروم شه .. محاله تاابد رنک ارامش و ببینم.. محاله تاابد حالم خوب بشه.. محاله

ربات

حالم هرروز بدتر میشه.. هرروز از روز قبل بدتر.. هیچ توان و حوصله ای واسم نموتده.. هیچ حسی دیگه تو وجودم نمونده.. هیچ درکی از اطرافم و اتفاقای که میفته ندارم انگاری.. مثل یه ربات یه دسنگاه دارم فقط کارمیکنم . انقدذ بدبختی کشیدم که تمام حس و احساس و همه چیمو از دست دادم.. بدبختی بیش از حد باعث شده سررر بشم .. هیچ حسی تو وجوذم نمونده که اگر بود باید یه اخ میگفنم در مقابل اینهمه بدبختی و درد و رنج... باید یه اعتراض یه شکایت نیکردم

اگه به چشام نگاه کنی میفهمی که خبلی وقته مرده . ادم زنده توی این کالبد زندگی نمیکنه... ادم زنده اینجوری نمیشه این شکلی نمبشه... من یه رباتم یه دستگاهم که فقط موظفه کارشو اتجام بده.. هیچگونه حق زندگی نداره

بدهکار

واقعا دیکه دارم به این باور میرسم که خدایی اصلا وجود تداره. دنیای به این گوهی که هیچگونه نظمی نداره هیچی سرجاش نیستو بی عدالتی داره بیداد میکنه.. دنیایی که ظالما زندگیه بهتر و راحت تری دارن.. و مظلوم هنیشه محکوم به نابوذیه.. دنیایی که ادم ظالم هیچگونه تاوانی نمیده و درعوض ادم ضعیف و بی پشتوانه ، مطلوم واقع میشه و بی گناه تاوان میده و تو بدبختی و فلاکت عمرشو میگذرونه.. یعنی عوض اینکه ظالم تاوان بده، مظلوم تاوان گناه نداشته رو میده..

این دنیای به این پلشتی و زشتی و بی نظمی.. بعید میدونم خدایی داشته باشه! یعنی همون بهتر که خدایی نداشته باشه.. چون اگر خدایی عست و وضعیت دنیا اینه، باید به عدالت اون خدا شک کرذ باید به عرضه اش شک کرد بایذ به همه چی شک کرد!!

یعنی اگه وجود داشته باشه واسه خاطر این دنیای کثافتی که واسمون ساخته ابروش میره و باید به ما جواب پس بده! دنیا و بسپرن دست یه ادم واقعا بهتر ادارش میکنه! شیطان بهتر اداره میکنه

تا زمانی که مطلوم جای ظالم تاوان میده و سختی میکشه و تو فلاکت زندگی میکنه و اینده اش نابود میشه و از حق زندگی محروم میشه.. خدا از خجالت نباید سرشو بگیره بالا!

من چتین خدایی نمیخوام ! تا وقتی مسبب بیچارگیه من باعث و بانی سیاه بخت شذن من ، مسبب نابودیه خودم و زندگیم و ایندم جلوی چشای خودم تاوان نده و به وحشتناک ترین حالت مجازات نشه خدا هییییییچ حرفی واسه کفتن جلوی من نداره . باید تاابد سکوت کنه و از خجالت سرشو بندازه پایین و هیچکونه توقعی از من نداشته باشه

خدا و این دنیاش و روزگار و ادما ، همشون به من بدهکارن..

حال بد

خیلی خسته و کلافه ام.. دندون دردم از شدتش کم شده البته موقتیه.. این چنذماهه همش همینطوری بوذه یه مدت دردش میفته بعد با قدرت برمیگرده

حال روحیم بده خبلی بد.. روزی چندبار اون پیام و میخونم و بعد انقدذ فکروخیال میکنم که به مرز جنون میرسم و اشکام درمیاد.. فکرکن یکی اومذه بهترین زندگی و شوهر رو از چنگت دراورده و داره لذت داشته عای منو میبره،، بعد اینطور خبیثانه هم باهام حرف زده اونم وقتی که من دارم سختترین روزای زندکیمو میگذرونم.. وقتی که دارم در سخت ترین شرایط زندگی میکنم اونم بخاطر اینکه همین ادم جای منو گرفته و منو محروم از زندگیه خودم کرده! از زندگیه پر از اسایش و ارامشم محرومم کرده و حالا اون داره جای من لذت اون زندکیو میبره و من دارم سختی میکشم .. بعد تازه دری وری ها و حرفای مفتش و هم باید تحمل کتم!

چندروزع که فقط داره این فکرا توی سرم میچرخه و عذابم میده.. این افکار حالمو بدکردع.. کم زندگیه سختی داشتم کم بدبختی میکشم کم سختی میکشم این دردا رو هم باید تحمل کنم

خدا از باعث و بانی این وضعیت نگذره.. الهی خدا نابود کنه اون اشغاله رذلی رو که اتیش انداخت تو زندگیم و شرایط رو اماده کرد واسه اون زنیکه مفت خوره ساحره! این گولم زد فریبم داد و باعث شد کارایی بکنم که فرصت برای اینجور زنهای خرابه فرصت طلب مهیا بشه.. خدا ازت نگذره الهی به هولناک تزین شکل ممکن تاوان بدی عوضیه اشغال! الهی بچه های لجنت جلوی چشات تیکه تیکه بشن و بمیرن.. الهی مرگ بچه های حرومت تاوان اون بلاایی باشه که سر من اوردی.. الهی دیووته و اواره شی.. الهی مثل سگ بمیری! خدا خودش جواب تورو بده.. روزی نیست که نفرینت نکنم و از خدا مجازات توئه کثافته حروم زاده ی ناموس دزد رو نخوام. ثانیه ثانیه این پنج سال و فقط نفرینت کردم و تا روزی که بزرگترین تاوان و بدی منتظر می مونم

این چنذروز انقدررر کار کردم که نابود شدم.. بلایی سرم اومد این چندرور که از به دنیا اومدنم پشیمون شدم... حالم خیلی بده درد جسم و روح .. داغوتم داغون.. همش خسته ام در حسرت یه خواب کامل و بی دغدغه ام

هررور اندازه یه کوووه ظرف کثیف میشد . غذا پختن و پذیرایی کردن که بماتد.. و هزارتا کار ریز و درشت دیگه

دختراش یکمی کمک کردن اما انقدر کار زیاد بود که بی فایده بود.. حالا حساب کنتید که با کلی درد وحشتناک هم داشتم میجنگیدم

دلم واسه شوهرم تنگ شده دبکه دارم به جنون میرسم صبرم دیکه تموم شده.. به نظرم بعد از اینهمه کار و سختی حقم باشه که برم یه روز دنبال دل خودم برم دنبال هدف خودم . برم دنبال دلخوشبه خودم .. اون تنها دلخوشیه من تو این دنباست باید دلخوشیمو ببینم تا بتونم سرپا بمونم .

راستی این روزا یه پیام برام اومد ولی خیلی سرم شلوغ بوذ اصلا فرصت فکرکردن هم نداشتم . از یه شماره ناشناس پیام اومده واسم و کلی دری وری گفته و توهین کرده . گفته همیشه ارزوی مرگ داشتم برات اما خدا بدتر از مرگ سرت اورذ . گفته دلم خنک شد که ( اسم کوچیک شوهرمو نوشته بود ) طلاقت داد و بیزونت کرد و الانم محلت نمیزاره . گفته لیاقتت همین شرایط بوذ که الان توش هستی . نوشته خبلی خوشحاله و اصلا فکرشو نمیکرده که شوهرم باهام اینکارو کنه میگه همیشه میگفتم فلانی هیچوقت که تورو طلاقت نمیذه پس دعا میکردم همش تا بمیری .

بعد حالا که دیده طلاق انفاق افتاده و حتما این مدت هم صبرکرذه چون فکرمیکردع شاید دوباره برگردیم ، ولی حالا دیکه مطمین شده که شوهرم برنمیگرده با خوشجالی این پیام و واسم فرستاده !!

خیلی فکرم مشغوله که این کیه ؟! و شماره منو از کجا اورده چون این شمارمو چندنفر بیشتر ندارن.. خواهرشوهرم داره و حاج خانم و خانوادم و زهرا .دوتا از دوستان خواهرشوهزمم دارن که خب کلا غریبه ان. این هرکی هست اشناست که راحت تونسته از طریق همین ادمایی که گفتم شمارمو پیدا کته!

خب اولین تفری که شک کردم ، هزااااااار درصد اون زنیکه مفت خوره!!! ولی با شخصیت فوق العاده موذی و سیاست باز و مکاری مثل اون خیلی خبلی بعیده ! اون جتی یکبار باهام رودررو نشده که چیزی بگه بااینکه موقعیتش چندبار پیش اومده . اما انقدر موذیه که اصلا تاحالا ایتکارو تکرده و بجز یکبار حتی حرفی هم پشت سرم نزده که به گوشم برسه . حتی اسم منو نمیاره ، که البته با همین مکر و حیله ها به هدفش میرسه و من چون این سیاست بازی ها رو بلد نبستم همیشه بازنده ام تو زندکی..

از اون بعیده یکهو همچین جرکتی ! چون من در اولین فرصت این پیام و شماره رو به شوهرم نشون میدم و اون به راحتی میتونه بفهمه که کار اونه یانه . با خلقیاتی که از شوهرم میشناسم محاااااله که اون زنیکه سیمکارت پنهانی داشته باشه همونطور که من نداشتم. کلا شوهرم یجوری تو تنگنا میزاره زنشو که محااااله چنین چیزی از زیردستش در بره.. مثلا خوده منو ، هرچیزی که داشتم تو خونه حتی کوچیک ترین چیزا تو پنهان ترین نقطه خونه ، شوهرم ازش خبر داشت.. سیمکارت با کارت ملی من واسه خودش میگرفت که اگر روزی با کارت ملی من شماره جدیدی ثبت شد واسش پیامک بره.. یا سیمکارت به اسم خودش میگرفت واسه من و هرچندوقت تقریبا هریکسال شماره منو عوض میکرد یعمی یه سیمکارت جدید و صفر واسم میگرفت و اون قبلی که مدتی دستم بود و استفاذه میکردم و میگرفت واسه خودش.

اینطوری اگه خانوادم باهام تماسی چیزی داشتن و مچم و میگرفت، دیگه نمیتونستم بهونه بیارم که خب شماره ی منو از قدیم داشتن و زنگ زدن دیگه! اینجوری میفهمید که من همچنان باهاشون در ارتباطم و خودم باهاشون تماس گرفتم و شماره جدیذم و دادم بهشون .

اما اگه مثلا یه سیمکارت و ده سال استفاده میکردم هرچقدر هم با خانوادم ارتباط میداشتم و لو میرفت ، میتونستم بهونه بیارم و بگم این یکبارو فقط خودشون باهام تماس گرفتن و من نقشی نداشتم و ..شمارمو هم خب از قدیم داشتن دیگه!

و از همه مهمتر اینکه با هیچکسی نمیذاشت ارتباط داشته باشم که مبادا از کسی کمک بگیرم در این موارد. مثلا سیمکارت اون شخص و بگیرم استفاده کنم یا از اون بخوام برام سیمکارت مخفی تهیه کنه و ..

خلاصه ایتکه با اخلاق هایی که از شوهرم میشناسم احتمال اینکه این پیام از اون زنک اشغال باشه خیلی کمه . ولی بعید هم نیست چرا چون اون اندازه من محذود نیست.. بیرون میره با خانواذش ارتباط داره و کلا کسی که میره بیرون دستش بازتره دیگه!!

اما اگه کار خود زنیکه باشه خیلی اشتباه کرد چون از احظه ای که این پیام و دیدم و حدس میزنم که حرفای اونه دلم خنک شده از اینکه اونم از من حرص میخوره . اینکه گفته ارزوی مرگ منو داشته مشخص میشه که خیلی ازم میسوخته! و این واقعا دلمو شاد کرد

از اینکه هیچوفت از اون هیچ حرف و واکنشی نسبت به خودم نمیدیدم خیلی ناراحت میشذم.. اما اگه این پیام از اون باشه واقعا لذت بردم...